|

1) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید.
چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
۳) بیش از حد توانتان کار نکنید
همه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در زندگی حفظ کنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید.
۴) از افراد منفی دوری کنید
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می کند اجتناب کنید. ممکن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان می آورند به حداقل برسانید, کسانی که اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد می کنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند.
۵) مثبت فکر کنید
سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شکست شان نشده اند.
اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.
۶) ورزش ورزش ورزش
یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد..
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد.
تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب می شود.
۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.
لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید.
چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید..
۸) به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند.
وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان.
۹) ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شمارا خواهند شناخت.
عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند.
۱۰) موقع احتیاج , کمک بطلبید
افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید , با مشاورینی صحبت کنید
که خواهان کمک و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فورا از یک مشاور متخصص کمک بطلبید

در گذرگاه زمان
خيمه شب بازي ها
با همه تلخي و شيريني خود مي گذرند
رنگ ها رنگ دگر مي گيرند
عشق ها مي ميرند
و فقط خاطره هاست
که چه شيرين و چه تلخ
دست ناخورده به جا مي مانند

توچال با وجود خطرات زیاد و هشدارهای فدراسیون این هفته حال و هوای دیگه ای داشت
|
ریزش مکرر بهمن در ارتفاعات کوهستانی ، کوه نوردها احتیاط کنند
به گزارش سایت فدراسیون کوهنوردی : بنابر اطلاعات رسیده از قرارگاههای این فدراسیون مستقر در ارتفاعات مختلف کشور ، بدلیل بارش سنگین برف که کماکان نیز ادامه دارد ، پدیده ریزش بهمن بصورت مکرر مشاهده می شود و لذا معابر کوهستانی بسیار خطر ناک و کوهنوردان در معرض حادثه قرار دارند. | ||
خطرات اصلي Big ears
به علت وجود چند حادثه اي كه خلبانان با استفاده از Big ears دچار شده اند ، مجله Crooss Country از آقاي Bruce GoLD سئوالاتي را پرسيده است كه ترجمه آن به شرح زير است.
س: خطرات Big ears چيست؟
ج: ابتدا بايد گفت كه Big ear يك مانور اورژانس است و تنها در اين مورد بايد انجام شود چون خود Big ear هم خطرات زيادي دارد و نبايد به عنوان يك روش هميشگي در Top Landing استفاده شود خطرات آن به شرح ذيل است :
اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايههاي زير تقسيم كردهاند:
برای مطالعه کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید
نظر یادتون نره

این هفته ، جدا از تعلقات و آلودگی های شهر ، هوای آسمان توچال بسیار دل انگیز بود . جای همه دوستانی که با ما همراه نبودند خالی .

هوامخلوطي از گازها ميباشد و بالطبع مشخصات مخصوص يك گاز همانند فشار ، حرارت ، تراكم و غيره را داراست . گازهاي اصلي هوا نيتروژن(78%) و اكسيژن(21%) هستند . 1% باقيمانده را گازهايي مثل ارگون ، بخارآب ، ئيدروژن ، اوزون و گازهاي ديگر با مقادير متفاوت تشكيل ميدهند . در مطالعات هواشناسي از تمامي گازهايي كه هوا را تشكيل ميدهند ، بخار آب از اهميت بيشتري برخوردار است . ذرات معلق در هوا نيز نقش مهمي در حركات اتمسفر بازي ميكنند .
برای خواندن کامل مطلب به ادامه مطلب مراجعه کنید .
در انجام هر کاري، مسائل و جزئيات و به اصطلاح ريزه کاري هايي هست که بهتر است آدم خود را نسبت به رعايت آنها ملزم بداند. البته اين ريزه کاري ها با آن چيزي که به اصول و قوانين معروف است، اساساً فرق مي کند. به جا نياوردن جزئيات هرگز تباه کننده کليت کاري نيست، حال آنکه سرپيچي از کليات و زير پا گذاشتن اصول و قوانين، فعل آدمي را به طور کامل از حيز انتفاع ساقط مي کند. رانندگان حرفه يي ماشين هاي سنگين را همه در جاده ها ديده ايم؛ آنها که به رعايت آداب راندن در جاده معروفند. وقتي راهنماي چپ مي زنند، مي خواهند به ماشين پشتي اعلام کنند که از روبه رو ماشين نمي آيد و راه براي سبقت گرفتن باز است. اين راهنماي چپ در هيچ قانوني نوشته نشده و موقع گرفتن گواهينامه از هيچ کس در مورد آن امتحاني گرفته نمي شود و هرگز هيچ افسري راننده يي را به خاطر رعايت نکردن آن جريمه نمي کند. پس چه چيز راننده کاميون را وا مي دارد تا کاري کند که به هيچ عنوان در حيطه و محدوده وظايف او نيست و هيچ الزامي در انجام دادن يا ندادنش نمي بيند؟ شايد عده يي بخواهند آن را به بحث هاي اخلاقي ارتباط دهند که البته ارتباط چندان نابجايي هم نيست اما به نظر مي رسد سواي اخلاقيات چيز مهم ديگري هم هست که آن را بايد ذيل چيزي به نام «حرفه يي بودن» ديد. رانندگي مثال ساده يي است. خيلي از اين مثال ها درباره هر کاري -و نه الزاماً هر شغلي- را مي توان پشت هم رديف کرد. بازي کردن، شوخي کردن، حرف زدن، نامه نوشتن، فيلم ديدن، کتاب خواندن، قدم زدن و حتي کار ناپسند و مذمومي مثل سيگار کشيدن هم آداب خاص خود را دارد. (سيگار کشيدن همفري بوگارت را به خاطر بياوريد تا بهتر متوجه منظور بنده شويد.)
طبيعتاً کوهنوردي هم که موضوع اصلي بحث ما است، آدابي دارد. به پيرمردهايي که پنجشنبه ها و جمعه ها به کوه هاي اطراف تهران مي روند نگاه کنيد. به طمانينه و آرامشي که دارند و ارتباطشان با محيط اطراف خود و به نحوه راه رفتنشان و به کوله کوچک همراهشان و به طرز حرف زدنشان، سلام کردنشان، «خسته نباشيد» و «سلامت باشيد» گفتن شان و زير لب آواز زمزمه کردن شان و به نوع شوخي کردن شان و به آب و چاي و خرما خوردن شان و حتي به نفس کشيدن شان در هواي پاکيزه کوهستان. جالب اينجاست که همه اينها در يک پنجشنبه خلوت و يک مسير آرام به هيچ عنوان جلب توجه نمي کند و جزيي از طبيعت کوهستان پيش چشم آدم به نظر مي رسد. و اين از عجايب کار حرفه يي هاست که با کاري که مي کنند و با محيط پيرامون خود يکي مي شوند و پيش چشم نمي آيند. همانطور که آن راننده هيچ وقت در جاده جلب توجه نمي کند. حالا از آن طرف جواني -يا بهتر بگويم گروه جواناني- را در نظر بگيريد که کوهنوردي شان حسابي سر و صدا دارد و کلي داردار و خبردار. تو گويي صداي بلند ضبط صوت و ام پي تري پليرشان با صداي بلند، خبر از حضور قاطع و بي تخفيف ايشان به کوهستان مي دهد، و همينطور لحن حرف زدن شان و شوخي هايشان و بلند بلند خنديدن شان و از صخره آويزان شدن هايشان و وسط راه نشستن شان و حتي بعضاً نحوه کوله و چادر و کيسه کشيدن شان. و اينها همه از ويژگي کار آماتورهاست که مدام توي چشمند و به وصله يي ناجور و ناهماهنگ روي کار و محيط اطراف مي مانند. قصد بر تاييد گروهي و خداي ناکرده تکفير ديگري نيست.
حرفه يي ها به محيط احترام مي گذارند و براي آن ارزش و اعتبار قائل مي شوند. پيش چشم آنها محيط نه وسيله و مشخصه يي براي ديده شدن که جايي است که در آن حل مي شوند و صفا مي کنند چرا که ديده شدن اقتضائاتي دارد و به جا آوردن آن اقتضائات، مستلزم آن است که آدم از خود ردي باقي بگذارد و اين با آداب حرفه يي گري به هيچ وجه سازگار نيست. براي ديده شدن بايد اجزاي محيط را به گونه يي دستکاري کرد و هرچه اين دستکاري بيشتر باشد، آدم به هدف خود نزديک تر خواهد شد. يقين داشته باشيد اگر با اسپري قرمز روي تخته سنگي نام خود را به يادگار بنويسيد تا سال ها هرکه از کنار آن تخته سنگ بگذرد،تصرفي را که در محيط زيست کرده ايدو حضور قاطع شما را در آن محل به خاطر خواهد آورد. يا يک مثال ديگر؛ حتماً جمعه صبح ها يا روزهاي تعطيل ديگر توي همين ارتفاعات دم دستي تهران، لاي صخره ها و کنار رودخانه ها آثار به جا مانده از بساط خوشگذراني شب پيش را ديده ايد. چند تکه سنگ سياه و سوخته و کمي آشغال و پوست ميوه و قدري زباله (به معني زباله هاي تجزيه ناپذير و غيرقابل برگشت به طبيعت) و....همه به رهگذران و کوهنوردان اعلام مي کنند و خبر مي دهند که ديشب اينجا چه خبر بوده و چه اتفاقاتي افتاده و چه چيزهايي خورده شده است. نه اينکه قصدي در مخالفت با خوشگذراني در محيط کوهستان باشد، که برعکس، به شدت هم با آن موافقيم. اين مطالب صرفاً اشاره يي به رفتار آماتورها و جوان ها است و مقايسه يي با آنچه حرفه يي ها و پيرهاي کوهستان مي کنند. کساني که وقتي بساط تفريح هم به پا مي کنند و آتشي راه مي اندازند و دورش مي نشينند و ميوه مي خورند و تخمه مي شکنند و مي گويند و مي خندند و با هم دسته جمعي آواز مي خوانند، باز هم در گوشه و زاويه يي قرار مي گيرند، تو گويي باز در دل محيط پنهان شده و با آن يکي شده اند. البته در هر دو اين مثال ها رعايت آداب همان رعايت قوانين طبيعت کوهستان هم بود. پاک نگاه داشتن محيط، هم وظيفه و قانون کوهستان است و هم آداب آن. ولي همه آداب هميشه اينطور نيستند...
نوشتن درباره آداب کوهستان کار يکي، دو ستون نيست و مجال بسيار مفصلي مي طلبد. موضوع زواياي مختلفي دارد و آوردن مثال و شاهد از مصاديق عيني، براي روشن شدن اين زوايا ضروري است. مصداق و مثال هم که شکر خدا، کم نيست.
لطفا با نظرات خود ما را یاری نمائید
آخرين مطالب ارسالي;