|


ما آتش افتاده به نيزار ملاليم ما عاشق نوريم و سروريم و صفاييم
بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشيد بالی بگشاييم و به سوی تو بياييم
با توجه به اینکه در مطلب قبلی یه نظر از یکی از دوستان درج شده بود مبنی بر اینکه هیچ جا خدا رو حس نمیکنه . لازم دونیستیم از طرف روابط عمومی گروه به نمایندگی همه دوستان بگیم که هیچکس نیست که بتونه بگه خدارو حس نمیکنه . بعضی وقت ها کسانی هستن که نمیخوان خدا رو باور کنن . پس بهتره بجای گله از زمین و زمان و دست زدن به خودکشی و آهنگ غمناک گوش دادن و ...!!! . یه تکونی به خود داد و طرحی نو در انداخت . به مقصود رسیدن سخته پس اگه تو این راه کسی ضعف نشون داد و نرسید نباید هیچ چیز و هیچ آفریده ای رو جز خودش ملامت کنه .
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی ............. تا کیمیای زر بیابی و مشتاق تر شوی
منتظر نظرات همه شما عزیزان هستیم.
در مورد سرما زدگی مطالب زیادی در جاهای مختلف نوشته شده،که خیلی از آنها به علت عدم آگاهی و نداشتن علم نویسنده جز گمراهی و ایجاد ذهنیت غلط برای کوهنورد ثمره دیگری ندارد،به طوری که آموزش صحیح آن به او و پاک کردن اطلاعات غلط قبلی به مراتب از آموزش اولیه مشکل ترست.همانند کودکی که فبل از دبستان توسط والدین نا آگاه تحت یکسری آموزشهای غلط و یا خارج از سیستم آموزشی روز قرار میگیرد،که اصلاح آن یکی از بزرگترین مشکلات آموزگاران است،به همین دلیل دست اندرکاران تعلیم و تربیت تاکید دارند که آموزش ندادن بهتر از آموزش غلط است.
از طرفی سرما زدگی یک بحث پزشکی است که درک آن نیاز به دانستن علوم پیش زمینه آن دارد و از توان عامه افراد خارج است،در اینجا سعی میکنم به طور خلاصه و مفید و در عین حال ساده مطالبی را در مورد آن بنویسم.
در اشخاص طبیعی وقتی قسمتهای انتهای بدن(extremities)در معرض سرما قرار میگیرند،دچار انقباض عروقی (vasocostriction)موضعی میشوند که در ادامه با انقباض عمومی عروق دنبال میشود،این تنگی عروق باعث کاهش خونرسانی به عضو میشود.وقتی دمای پوستی به۲۵ درجه افت میکند،اندام حالت کبود میگیرد(cyanotic)،در ۱۵درجه به خاطر تغییرات متابولیسم بافتی و تغییرات بیوشیمیائی ممکن است ظاهر پوست به نظر نشان دهنده اکسیژن رسانی خوب به پوست باشد،چون به رنگ صورتی در میآید،آسیب بافتی در این مرحله شروع میشود،یخ زدگی تا زمانی که دمای پوستی به ۴- تا ۱۰- درجه نرسد ایجاد نمیشود،ایجاد آن به فاکتورهائی مثل باد،خیس شدگی،تحرک،آسیبهای فیزیکی و تغذیه نامناسب ارتباط مستقیم دارد.
این عارضه به اشکال بالینی مختلف بروز میکند،یکی از اشکال آن که در ورزش ما مصداق پیدا میکند همان یخ زدگی بافتهاست
(frostbite).
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

این هفته هم صعود بسیار مطلوبی بود . البته چند تا از بچه ها به دلیل مشغله نتونستن بیان که جاشون خیلی خالی بود. البته در این صعود بچه های خوب هیئت کوهنوردی کاشان هم ما رو همراهی کردن که جا داره از همشون تشکر کنیم و بهشون خسته نباشید بگیم . در ضمن یادآور بشیم که هوا سرد بود و همراه با باد بسیار شدید.
|
نمی خواستیم از این مطالب وارد سایت کنیم ولی چه کنیم باید بعضی وقت ها به کسانی گفت که داستان چی بوده تا از خواب بیدار بشوند .
اسناد تمام ادعاهاي اعراب را رد مي کند |
|
|
|
مريم مهدوي اصل سرچارلز بلگريو، که از سال 1926 تا 1957، کارگزار انگلستان در خليج فارس بود، کتابي نوشت که در سال 1966 (1345) چاپ و منتشر شد. وي در نوشته ها و پژوهش هاي خود بيشتر از يادداشت هاي «سرفرانسيس ارسکين لاخ» که يکي ديگر از کارگزاران و پيروان مکتب سياست شناخته شده بيگانگان در خليج فارس بود، بهره برده است.لرد بلگريو که بيش از 30 سال سياست استعماري انگلستان را در خليج فارس رهبري کرد و با ايران و ايراني نيز چندان خوب نبود، نخستين کسي بود که آشکارا واژه خليج عربي را به جاي نام درست و اصيل خليج فارس جعل کرد و آن را با زيرکي ويژه يي به کار برد. او در کتاب خود مي نويسد؛«خليج فارس که تازيان اينک آن را خليج عربي گويند...» و بدين ترتيب مي خواهد واژه ساخته شده خليج فارس را بين مردم و کشورهاي منطقه خليج فارس، به ويژه عرب ها، زبانزد سازد. پيش از استفاده او از اين نام نادرست، واژه خليج العربي، هرگز در نوشته هاي معتبر به چشم نمي خورد مگر در موارد اندکي که برخي از تاريخ و جغرافيانگاران از درياي سرخ به نام خليج العربي ياد کرده اند. لرد بلگريو در اواخر فرمانروايي خويش بر کرانه هاي باختري خليج فارس، براي نخستين بار در مجله صوت البحرين، از خليج فارس به نام خليج العربي ياد کرد، سپس با تلاش بسيار آن را گسترش داد.بلگريو در دومين کتاب خود به نام «به بحرين خوش آمديد» (1955) از خليج فارس به نام درست و اصلي اش ياد کرده است. لازم به توضيح است که موضع تغيير نام خليج فارس پيشينه درازتري داشته است زيرا پيش از اقدام آشکار بلگريو در جريان سياسي در ابعاد گوناگون در شرف تکوين بوده است، که چگونگي آن در پرونده يي زير عنوان تغيير نام خليج فارس مربوط به سال 1937 (1316)، در وزارت امور خارجه انگلستان وجود دارد.1 سنديت «خليج فارس» پيش از آغاز تاريخ |

(جاده به چپ میره ولی ما راه خودمون رو میریم)
عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
گردي نسترديم و غباري نستانديم
ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلي آن را زدر خانه برآنديم
هر جا گذري غلغله ي شادي و شور است
ما آتش اندوه به آبي ننشانديم
آفاق پر از پيك و پيام است، ولي ما
پيكي ندوانديم و پيامي نرسانديم
احباب كهن را نه يكي نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكي بوسه ستانديم
من دانم و غمگين دلت، اي خسته كبوتر
سالي سپري گشت و ترا ما نپرانديم
صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ زجويي نجهانديم
ماننده افسونزدگان، ره به حقيقت
بستيم و جز افسانه ي بيهوده نخوانديم
از نه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم يك زاويه مانديم
طوفان بتكاند مگر "اميد" كه صد بار
عيد آمد و ما خانه خود را نتكانديم
منتظر نظرات سازنده شما خوبان هستیم
گروه کوهنوردي آسمان تشکلي است از افراد علاقه مند به ويژه جوانان ، به طبيعت ، بخصوص کوهستان که با هدف بهره مندي از زيبايي ها و جاذبه هاي آن و ايجاد محيطي با برنامه ريزي ورزشي ، علمي و ديني در نيل به اهداف فرهنگي ، ورزشي کشور و همچنين ايجاد بستري براي آموزش در زمينه هاي مختلف ورزش کوهنوردي و فعاليت هاي مرتبط آن تشکيل شده است . اين گروه خود را متعهد مي داند که در پاسداري از سلامت و بهداشت محيط طبيعي و پرهيز از ايجاد آسيب و گزند به آن کوشا باشد . همچنين با توجه به سپري نمودن موفقيت آميز اعضاء اين گروه در دوره هاي مختلف ورزشي و آموزشي از جمله خلباني پاراگلايدر ، نجات غريق و غواصي ، تيراندازي ، ورزشهاي رزمي ، سنگنوردي ، کوهپيمايي و بخصوص سپري نمودن دوره امداد و نجات با همکاري سازمان هلال احمر ، آمادگي هرگونه خدمت رساني به آسيب ديدگان حوادث ورزشي چه در کوهستان و يا مناطق مختلف طبيعي و همچنين همکاري در برگزاري دوره هاي آموزشي و اردويي را دارد . شایان ذکر است کلیه برنامه ها تحت نظر فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی (هیئت تهران) انجام می شود .
لذا از کلیه علاقه مندان . ورزشکاران و اساتید محترم جهت عضویت و همیاری دعوت به عمل می آورد.
جهت عضویت و یا کسب اطلاعات بیشتر می توانید در خبرنامه عضو شوید تا با شما تماس گرفته شود .
با تشکر
کميته روابط عمومي و تبليغات


وقتی که مسئول روابط عمومی گروه دوربین عکاسی رو هماهنگ نکنه ، مجبور میشیم رو قله از موبایل برای ثبت گزارشات استفاده کنیم !!!
ولی خب این هفته صعود بسیار خوبی بود



حالتي که در اثر افزايش ارتفاع و فعاليت شديد بدني در شخص بوجود مياد.
مهمترين علائم کوه گرفتگي عبارتند از:
1- از دست دادن اشتها
2- افزايش غير طبيعي ضربان قلب و دم و بازدم
3- تنگي نفس
4- اختلال در سيستم گوارشي
5- سردرد شديد
6- قرمز شدن چشم ها
7- عدم تمرکز حواس
8-کاهش بينايي و شنوايي
9- تنفس شين ستوکي (chyne-stoke) که علامت ارتفاع زدگي حاد است؛ تنفس به
يکباره شديد شده و بعد از چند ثانيه به حالت اول برميگردد.
اثرات ارتفاع:
تاثيرات ناشي از ارتفاع بر بدن رو ميشه در دو گروه تقسيم کرد:
1- اثرات ناشي از کمبود اکسيژن
2- اثرات ناشي از سوخت و ساز غير طبيعي و به هم خوردن تعادل اسيد و باز بدن
اثرات ناشي از کمبود اکسيژن:
ادم (edema) يا خيز ريوي:
ادم ريوي ناشي از تجمع غير طبيعي مايعات بين بافت هاي ريه است.
کاهش اکسيژن از يک طرف و نياز بيشتر بدن به اکسيژن از طرف ديگه باعث افزايش حجم خون داخل مويرگ ها و همچنين افزايش فشار خون ميشود. در نتيجه فشار خون داخل حباب هاي ريوي به شدت افزايش پيدا کرده و آب به بيرون از حباب هاي ريوي نشت کرده و در فضاي بين بافت ها جمع ميشود.
انواع ادم ريوي:
الف: ادم ريوي حاد:
در ارتفاعات بيشتر از 4000 متر بروز ميکند و اولين علائم آن 6 تا 36 ساعت بعد نمودار خواهد شد. علائم آن :1- سرفه خشک 2 - تنگي نفس حتي هنگام استراحت 3- فشار بر قفسه سينه و در مراحل بعدي تب خفيف، خونريزي ريه و بهت زدگي ميباشد.
ب: ادم فوق حاد:
در ارتفاعات بيشتر از 5500 متر بروز ميکند. علائم آن شبيه ادم حاد، ولي شديد تر است. کم آبي بدن و خارش پوست علائم بعدي ادم فوق حاد هستند.
ج: ادم مزمن:
خاص افراد مقيم کوهستان است که مدت زيادي در ارتفاعات بالا زندگي ميکنند. افسردگي و چاق شدن انگشتان از علائم ادم مزمن هستند.
د- ادم مغزي:
ادم مغزي حاصل جمع شدن آب بين بافت ها و نسوج مغز است و مانند ادم ريوي نتيجه فشار بالاي خون در داخل مويرگ هاي مغزي ميباشد. <>
افزايش فشار خون مويرگ ها همچنين باعث پاره شدن مويرگ هاي چشمي ميشود.
مجموع اين اثرات باعث کاهش هوشياري، اغما و حتي در نهايت منجر به مرگ ميشود
پيشگيري ودرمان
تصوربر اين است که ورزشکار تمرين کرده کمتر به اين بيماري دچار مي شود،ولي هيچ مدرکي دال بر اين نيست که نشان دهد آمادگي جسماني ازبروز نشانه هاي اين بيماري جلوگيري مي کند .جلوگيري ودرمان کوه گرفتگي از طريق صعود تدريجي به ارتفاعات انجام مي گيرد وبايد چند روزي درارتفاعات پايئن تر اقامت کرد وبراي به حداقل رساندن خطر بيماري ارتفاع پيشنهاد شده است درارتفاع بالاي 3000متر بايد هر روز 300 متر ،984فوت به ارتفاع افزود.افرادي که به اين بيماري دچار ميشوندازدو نوع دارواستفاده ميکننداين دارو استاز ولاميد ( (Acetazolamid، ودگزامتازون
Dexamethasone )) هستند که هر دو با تجويز پزشک وا لبته درمان قطعي دربرگشتن از ارتفاعات پايين تر انجام مي گيرد.
مسير کوهپيمايي و جنگلي زنجان-ماسوله به دليل بکر بودن منطقه و زيبايي هاي وصف ناپذيرش يکي از پرتردد ترين مسيرهاي کوهپيمايي کشور است که سالانه حدود 7000 نفر آن را مي پيمايند و نقشي از آن را در خاطرات خود براي ابد نگه مي دارند.براي طي اين مسير دو ماه جداگانه در سال بهترين زمان مي باشند. اگر خواهان ديدن طبيعتي زيبا، گل هاي نادر و رودخانه اي پرشور هستيد ارديبهشت ماه مي تواند بهترين انتخاب باشد ولي اگر خواهان طي مسيري با هيجان کمتر با انبوه بوته هاي تمشک و درختان زيبا و برافراشته ي فندق هستيد شهريورماه را انتخاب کنيد. البته شهريور طرفداران بيشتري دارد و سالانه حدود 5000 نفر در شهريور ماه مسير زنجان-ماسوله (ويا بخشي از آن)را مي پيمايند.
براي شروع برنامه اگر در جايي غير از شهر زنجان زندگي نمي کنيد ابتدا بايد به زنجان سفر کنيد شهري زيبا در 330 کيلومتري تهران که براي هر کوهنوردي شهر روياهاست چون کوه هاي زيباي آن مثل قراول، تکه گاياسي و... از داخل شهر به زيبايي وصف ناپذيري ديده مي شوند. سپس بايد به منطقه اي که عمدتا کوهپيمايان مسير را از آنجا شروع مي کنند برويد که آغ گديک (گردنه سفيد) نام دارد و در 21 کيلومتري زنجان قرار دارد. پس از رسيدن به آغ گديک مسير زيبا و دره سبز آغاز مي شود. که از جنوب غرب به شمال غرب مي رود اولين روستايي که مشاهده مي شود روستاي ييلاقي گومان است که پس از حدود 2 ساعت پياده روي به آن مي رسيم روستايي کوچک که در ميان درختان انبوه فندق مستور است و اغلب خالي از سکنه است. پس از اين روستا مسير در دره ادامه مي يابد ولي انبوه درختان بيشتر شده و مالرويي مشخص در ميان آن که بارها از رودخانه ي موجود در خط القعر اين طرف و آن طرف رد مي شود و در ماه هاي پرآب کمي صعب العبور مي نمايد. پس از حدود 3 ساعت به روستاي شيرمشه مي رسيم که کمي بزرگتر از روستاي گومان ولي همانند آن خالي از سکنه است کمي قبل از روستا سنگي بزرگ وجود دارد که به دليل همجواري با رودخانه، نبودن درخت در اطراف سنگ و داشتن دسترسي به آب چشمه که از زير سنگ مي جوشد شب ماني در کنار آن پيشنهاد مي شود اين سنگ به يوخو داشي (سنگ خواب) در ميان کوهنوردن معروف است. پس از روستاي زيباي شيرمشه که معماري آن شبيه معماري ماسوله است مسير ادامه يافته و پس از 3 ساعت به روستاي ايچ مي رسيم روستايي نسبتا بزرگ که مانند دو روستاي قبل از نعمت دوري از جاده آسفالت و ماشين آلات محروم است. ادامه مسير تا دَرّام و سپس نوکيان به دليل آسفالته بودن و نداشتن ارزش پيمايش معمولا با خودرو (اغلب وانت) طي مي شود. فاصله ايچ تا نوکيان با خودرو 20 دقيقه مي باشد پس از رسيدن به نوکيان دو مسير تا ماسوله وجود دارد يکي مسير کوتاه تر ولي پرهيجان و جنگلي با رودخانه اي مواج تر و پر خروش تر که سياهرود نام دارد و مسير ديگر که به مسير اندره معروف است از مسير سياهرود طولاني تر و کم هيجان تر ولي زيباتر است. در اين مقاله ما به وصف مسير دوم مي پردازيم. پس از نوکيان مسيري با مالروي مشخص در دره اي که سرسبزي مسيرگذشته را ندارد ادامه مي يابد پس از حدود 2 ساعت پيمايش به روستاي اندره مي رسد در زميني فراخ و مسطح با کوه هايي که در اين قسمت فاصله شان از هم کمي بيشتر شده است. اين منطقه نيز براي شب ماني پيشنهاد مي شود. در ادامه مسير از اين روستا پس از حدود 2 ساعت و طي يک شيب 15 دقيقه اي در انتهاي آن به گردنه ماسوله مي رسيم گردنه اي که اغلب دهانه آن مملو از مه و ابر است که هيچگاه فرصت ديدن ماسوله را از اينجا نمي دهند گردنه اي بسيار زيبا که در پايين دست آن جنگلي ديده مي شود که مسير سياهرود از آن مي گذرد ادامه مسير يک جاده خاکي سراشيبي 2 ساعته است که در موازات جنگل زيباي ماسوله به شهر ماسوله ختم مي شود

زندگي ، شادي ، غم بگذرد هر چه که هست آنچه باقيست تويي!
تو و يک خاطره ماندني از چهره تو ... !
نيک مي ماني تو نيک مي خواني تو
شعر تو شعر صداقت با ماست
با تشکر از حضور میهمان برنامه جناب آقای مبهوتیان
(مدیر محترم گروه تبلیغاتی فرات و گروه کوهنوردی سردار شهید ورکش) و
جناب آقای عباس بیاتی مربی محترم گروه



با تشکر ویژه از جناب آقای عباس بیاتی مربی محترم گروه
بي بي و بهار !

با بهار اونقدر آشنا هستيم كه باهاش غريبي نكنيم ! بوي بهار ، بوي عيد ، بوي كفشاي نو ! چارقد بي بي كه باز ميشد و اسكناس نوي لاي قرآن رو با يك مشت فندق و پسته كف دستت مي ذاشت ! ... اصلا اين روزآي اول سال عادت داره ، دست آدم رو بگيره و به اون روزآي خيلي دور خيلي نزديكه ناب كودكي ببره ! همون روزاي خوب تازگي !... يعني مي شه اين رزوآ ميون تموم دغدغه ها و كار و مسئوليت و هزار و يك جور دردسر و دلخوري و ... دل و جون رو از غبار خستگي يك ساله پاك كرد و مث طبيعت متحول و تازه شد ؟! فك كن ، يعني مي شه ؟! ... راستي يادم رفت بگم ، بهترين عيدي بي بي ، همون مهربونيش بود ، همون مهربونيه هميشگي ، همون دوست داشتن بي ريا ، همون صفا ، همون لبخند ، همون دعا !! ... يادش بخير بهار اون روزآ ، يادش بخير بي بي ، يادش بخير مهربوني !!!
به نقل از : کوه نوشت
آخرين مطالب ارسالي;