|

آیا استرس می تواند مفید باشد؟
25 سپتامبر 2009 – نویسنده جولی دیردورف
استرس فقط انگیزه انجام کارها را در ما ایجاد نمی کند. زمان های کوتاه استرس می تواند واقعاً سیستم ایمنی را تقویت کند و ما را در برابر یک نوع سرطان محافظت کند. این گفته محققان دانشکده پزشکی دانشگاه استانفورد است که توانستند این اثرات را با استفاده از موش های تحت استرس نشان دهند.
استرس مزمن و پیوسته می تواند بر سیستم ایمنی فشار وارد کند و احتمال مریض شدن را افزایش دهد. اما طبق این مطالعه ای که در مجله مغز ، رفتار و ایمنی منتشر شد اضطراب گاه به گاه می تواند فعالیت ضد تومور را بالا ببرد.
فیرداوس دابهار محقق این مطالعه و عضو مرکز سرطان استانفورد گفت :" این از لحاظ تکاملی معنی دار است. در طبیعت ، استرس و فعالیت ایمنی به طور عادی با هم هستند. مانند شیری است که بدنبال غزال است و آن را مجروح می کند. طبیعت این پاسخ استرس را جاری می کند تا در مواجه با خطر ، سیستم ایمنی را تقویت کند."
دکتر ویلیام ملر متخصص پزشکی تکاملی که در این مطالعه شرکت ندارد گفت که در دوره سنگ زندگی حقیقتاً استرس بیشتری داشت. هر روز تلاشی بود برای تهیه غذا ، امنیت ، سرپناه ، مبارزه با بیماری ها و شکارچی ها. آنان آن را با تفکر ( مدیتیشن ) تسکین نمی دادند. بلکه چاقو های شان را تیز می کردند ، برای تهیه غذا شکار می کردند و سرپناه می ساختند. یکی از دلایلی که فکر می کنیم امروزه اینقدر استرس داریم این است که به جای اینکه برویم و کار را انجام دهیم وقت زیادی را برای انجام کارهای بیهوده جهت "تسکین " استرس صرف می کنیم."
ملر قبول می کند که همه ما توانایی های متفاوتی برای کنترل استرس داریم.برخی از ما با مسئولیت ها و فشار کاری زیادی زندگی می کنیم ، در حالیکه بقیه با بلند شدن از خواب در صبح دچار استرس می شوند.
او گفت :" اما به جای افزودن کار دیگری به فهرست تان ، مانند یوگا یا ورزش ، می توانید با انجام کارتان استرس تان را کاهش دهید. اگر تکلیف نوشتنی دارید رفتن به کلاس یوگا ( برای تسکین استرس ) بی فایده است.بنشینید و کار نوشتن را انجام دهید و این " استرس " بطور معجزه آسایی از بین می رود. نمی گویم یوگا یا مدیتیشن " بی فایده " است. هر دو کمک می کنند که خوب بخوابیم و می توانند تمرکز را در سر کار بهبود بخشند ، که این امر به نوشتن کمک می کند.تحقیقی هست که نشان می دهد ورزش کردن می تواند تمرکز را افزایش دهد و علاوه بر آن می تواند به انجام کارتان کمک کند. و گاهی اوقات بهترین زمان ورزش زمانی است که کمترین زمان را دارید."
دابهار گفت :" نکته کلیدی این است که نگذاریم پاسخ استرس طول بکشد. تا زمانی که بتوانید در ظرف چند ساعت رویدادی استرس زا به حالت استراحت عادی برگردید ، احتمالا خوب خواهید بود. "
منبع : http://www.physorg.com/news173121625.html
مترجم : فریدون شیرمحمدلی
.jpg )
.jpg )
.jpg)
.jpg)
.jpg )
برنامه این جمعه طبق تقویم برای کمی مرور و آموزش آموزه های کوه نوردی برگزار شد که مثل همیشه به لطف خداوند مهربان بسیار هوای دلچسب و عالی بود .
ضمنا ورود عضو جدید گروه آقا عطاالله رو هم بهش تبریک می گیم
مشخصات يک راهنماي خوب

1) راهنما بايد به موقعيت جغرافيايي منطقه – مسير جاده ها – محل چشمه هاي آب – عوارض طبيعي مانند تپه ها ، کوهها ، درياچه نمک ، بندريگ و فاصله بين آنها آگاه باشد.
2) تسلط بر زمين شناسي و توپوگرافي منطقه – پستي و بلندي هايي که بر اثر سيل ايجاد مي شود (در کوير سيل هم مي آيد!) براي راهنما اهميت دارد. در نقاط پست ممکن ايت خاک به حدي گل شود که عبور ماشين غيرممکن شود و يا ماشين در گل بماند.
3) تسلط به شيمي خاک و شيمي درياچه ويژگي ديگر راهنماست.اين تسلط باعث آسودگي خاطر در مواقع حرکت روي سطح درياچه ميشود(در عمق 50-5 سانتيمتري زير سطح درياچه آب موجود است) و در سطح درياچه لايه اي از سولفات کلسيم ايجاد شده که مي توان با اتکا به آن بر روي آن ماشين سواري کرد.همچنين نوع عناصر موجود در خاک در عبور از کوير مؤثر است. مثلا سولفات سديم که در خاک برخي مناطق کوير زياد يافت مي شود باعف پوکي خاک و گيرافتادن ماشين مي شودو يا خاک رس و يا کائولن در مواقع باراني سبب مي شود که ماشين بکسواد کند و درجا بزند.
4) يک راهنما بايد با ستارگان و موقعيت آنها در فصول مختلف سال آشنا باشد تا تشخيص جهت و مسير حرکت در شب ممکن شود.
به ادامه مطلب مراجعه کنید
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
ما در ره عشق تو اسيران بلاييم
كس نيست چنين عاشق بيچاره كه ماييم
بر ما نظري كن كه در اين شهر غريبيم
بر ما كرمي كن كه در اين شهر گداييم
زهدي نه كه در كنج مناجات نشينيم
وجدي نه كه در گرد خرابات برآييم
نه اهل صلاحيم و نه مستان خرابيم
اينجا نه و آنجا نه كه گوييم كجاييم
حلاج وشانيم كه از دار نترسيم
مجنون صفتانيم كه در عشق خداييم
ترسيدن ما هم چو از بيم بلا بود
اكنون ز چه ترسيم كه در عين بلاييم
ما را به تو سريست كه كس محرم آن نيست
گر سر برود سر تو با كس نگشاييم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقاييم
دریاب دل شمس خدا مفتخر تبریز
رحم آر که ما سوختهی داغ خداییم
مولانا
جهت کسب اطلاع از اجرای برنامه ها و شرکت در اردوها در بخش نظرات و یا با ای میل گروه تماس حاصل فرمایید
با تشکر
روابط عمومی


.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
.jpg )
پشت خرمن های گندم٬لای بازوهای بید
آفتاب زرد٬کم کم رو نهفت.
بر سر گیسوی گندم زارها
بوسه ی بدرود تابستان شکفت.
از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو٬خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هر گلی خندید و هر برگی دمید...
این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست
در دل ذرات هستی نور توست
مستی ما از طلایی خوشه ی انگور توست...
راستی را٬بوسه ی تو٬بوسه ی بدرود بود؟
بسته شد آغوش تابستان؟
خدایا٬زود بود!
فصل تابستان هم . همچون فصلی دیگری از زندگی پر فراز نشیب هریک از ما سپری شد و
چیزی جز یادبود و نگاره هایی به قیمت دوستی ها از آن باقی نماند . دوستی هایی که تار و
پود آن در سختی ها . مشقت ها و مشکلات تنیده شده و هرگز متلاشی نخواهد شد .
به امید دوستی های جاودان
تصاویر : گزارش روز پاکسازی کوهستان . صعود به قله کلکچال و پست امدادی مسیر صعود به قله
منتظر نظرات همه عزیزان همنورد هستیم
آخرين مطالب ارسالي;