|


بیا که باز وقت بازی است
تو می شوی پدر
و من ...
- نه، بازی قشنگ وساده ای به فکر من رسیده است:
که من، درخت می شوم.
شکوفه می کنم.
جوانه می زنم.
و بعد هم،
به نام خاک و باد و آب و آفتاب،
میوه می دهم.
درخت! من درخت می شوم.
درخت زنده ای که میوه اش رسيده است و چيدنی است.
تو هم پرنده شو.
نه...
پرنده خوب نيست.
پرنده زود می رود
و سايه آرزوی یک پرنده نیست
تو...
تو رهگذر بشو.
و خسته از کنار من عبور کن.
مرا ببین.
بخند و شاد شو.
و میوه مرا بچین.
و زیر سایه ام درنگ کن.
فقط همین
آخرين مطالب ارسالي;